الشيخ الصدوق ( مترجم : مسترحمي )
4
علل الشرايع ( فارسي )
و چون عربى بود و برخى از پارسى زبانان را از آن بهرهء وافر نبود بلكه بعضى از آن بهره نداشتند از اين جهت تصميم گرفتم آن را ترجمه نمايم تا هر كسى بتواند از آن منتفع گردد و بهره مند شود و هم عمل نموده باشم بدستور مبارك حضرت صادق عليه السّلام كه شيخ كلينى در جلد اول اصول كافى روايت نموده آن حضرت بمفضل بن عمر فرموده : احاديث ما را بنويس و برادران ( دينى ) خود را بهره مند كن از علم و دانش خود تا اگر وفات كردى ارث بگذارى كتابهاى حديث و اخبار ما را در ميان اولاد خود ، زيرا بعد از اين زمانى خواهد آمد هرج و مرج كه مردمان در آن زمان انسى نميگيرند مگر با كتابهاى خودشان . و تا آنجائى كه من اطلاع دارم اين كتاب يك مرتبه بقلم شريف علامه محقق شيخ محمّد تقى اصفهانى مشهور بآقا نجفى رحمه الله و جزاه الله خير الجزاء ترجمه شده در سنهء 1297 هجرى قمرى و مزيت و برترى اين ترجمه بر ترجمه ايشان واضح است و لكن بنا بقول ابن مالك : و هو بسبق حائز تفضيلا مستوجب ثنائى الجميلا احترام ايشان بر ما واجب است و بايد نام شريف آن بزرگوار را بنيكوئى ياد نمائيم . و هم چنان كه ملاحظه مىشود آن را ترجمه لفظ بلفظ و بعضى از روايات را بناچارى نقل بمعنى نمودم و هر كلمه و جمله و مطلبى كه محتاج بتوضيح و شرح بود توضيح و شرح آن را در بين دو خط هلالى و يا در پاورقى نوشتم تا ترجمه از شرح فرق داشته باشد و كوچكترين تصرفى در اصل عبارت حديث ننموده باشم ، و جهت آنكه بسبك امروز ننوشتم براى اين بود كه از ناحيه خود ننوشتهام و ترجمه كتاب عربى است و فقط حتى المقدور در توضيح مطالب و روان و ساده بودن عبارت كوشيدم ، و در برخى از موارد كه روايت مكرر بود و عبارت حديث يكى بود از ترجمه آن خوددارى و صرف نظر نمودم تا خستگى و ملال خاطر براى خوانندگان پيش نيايد و هم از حجم كتاب كاسته شود ، و ضمنا بايد اذعان و اعتراف و اقرار نمايم كه من نميتوانم ادعا كنم كه كما هو حقه تمام روايات اين كتاب را فهميدهام و توانستهام مراد و مقصود ائمه عليهم السّلام را بنويسم و گمان هم نميكنم كسى پيدا شود و بتواند ادعا كند و بگويد :